ابله (The Fool)
ابله کسی است که همچنان به اعتماد کردن ادامه میدهد؛ ابله کسی است که برخلاف تمام تجربیاتش، باز هم اعتماد میکند.
تو فریبش میدهی، و او به تو اعتماد میکند؛ و دوباره فریبش میدهی، و او باز هم اعتماد میکند؛ و باز هم فریبش میدهی، و او همچنان اعتماد میکند. آنگاه تو خواهی گفت که او یک ابله است، او درس نمیگیرد. اعتماد او عظیم است؛ اعتمادش چنان ناب است که هیچکس نمیتواند آن را آلوده کند.
در معنای تائویی، در معنای ذن، یک «ابله» باش. سعی نکن دیواری از دانش به دور خود بکشی. هر تجربهای که به سراغت میآید، بگذار اتفاق بیفتد و سپس رهایش کن. ذهنت را مداوم پاکسازی کن؛ مدام نسبت به گذشته بمیر تا در زمان حال، در «اینجا و اکنون» باقی بمانی، گویی که همین حالا متولد شدهای، درست مثل یک نوزاد.
در آغاز، این کار بسیار دشوار خواهد بود. دنیا شروع به سوءاستفاده از تو خواهد کرد… بگذار بکنند. آنها آدمهای بیچارهای هستند. حتی اگر فریب خوردی و دار و ندارت دزدیده شد، بگذار بشود، چرا که آن چیزی که حقیقتاً متعلق به توست، هرگز از تو ربوده نخواهد شد؛ آن چیزی که واقعاً مال توست را هیچکس نمیتواند بدزدد.
و هر بار که اجازه نمیدهی موقعیتها تو را آلوده کنند، آن فرصت تبدیل به یک یکپارچگی درونی میشود. روح تو متبلورتر و شفافتر خواهد شد.
برای تجربه معصومیت و حضور در «اینجا و اکنون»، هر روز صبح باهم تنی به آب میزنیم.
در مراقبه صبحگاهی، ما تمرین میکنیم که دوباره متولد شویم.
یک قبیله مشتاق حضورتون ❤️ هستند.
از شما دعوت میکنم این مراقبه رو به حضور خودتون مبارک کنید.
