تنهایی (Aloneness)
زمانی که تو «تنها» (Alone) هستی، به این معنا نیست که «احساس تنهایی» (Lonely) میکنی. این دو کاملاً متفاوت هستند. احساس تنهایی یک حالت منفی است؛ یعنی تو دلتنگِ دیگری هستی، یعنی جای کسی خالی است. اما تنهایی (Aloneness) مثبت است؛ یعنی تو پر از حضورِ خودت هستی.
در احساس تنهایی، تو به دنبالِ دیگری میگردی تا خلاء درونت را پر کند. اما در تنهاییِ حقیقی، تو چنان از خودت لبریزی که نیازی به هیچکس نداری. تو کامل هستی.
تنهایی مثل یک گل است که در وجودت میشکفد؛ عطری است که از مرکزِ تو برمیخیزد. این حالت، اوجِ سلامتِ روان است. وقتی بتوانی با خودت شاد باشی، آنگاه میتوانی رابطهای سالم برقرار کنی، نه از سرِ نیاز، بلکه از سرِ اشتراکگذاری.
از تنهایی نترس. آن را در آغوش بگیر. آنجا دقیقاً همان نقطهای است که تو با هستی ملاقات میکنی. تا زمانی که نتوانی با خودت تنها باشی، هرگز نخواهی توانست با دیگری باشی.
ما اغلب از تنها شدن میترسیم و به شلوغی پناه میبریم تا با خودمان روبرو نشویم.
در مراقبه صبحگاهی، ما تمرین میکنیم که با خودمان آشتی کنیم و از حضورِ یگانه و مقدس خودمان لذت ببریم.
بیایید یاد بگیریم که چگونه در عینِ تنهایی، به کلِ هستی متصل باشیم 🌌
مشتاق حضور گرم تو هستیم.
